تبليغاتX
اطاق هم اندیشی پیرامون نهضت حق طلبی نسل

اطاق هم اندیشی پیرامون نهضت حق طلبی نسل

انعکاس نظرات(2)

نويسنده: محمد(سخنی با اقای سهیل مشیر السادات)(29/11/1385)

شنبه 28 بهمن1385 ساعت: 11:15

سخنی با اقای سهیل مشیر السادات

با عرض سلام و درود

در جامعه ای که مردم به اسلام رای داده اند از نظر مذهب باید پیرو اسلام باشند . پس دیگر موضوع آزادی در شرابخواری و آزادی های جنسی کاملا رد شده و ملغی است.

در بحث دموکراسی ، دموکراسی که با قوانین مسلم اسلام مغایر باشد دموکراسی نیست . مثلا در دموکراسی غربی شرابخواری اشکالی ندارد در صورتی که در اسلام حرام است پس این نوع دموکراسی در دین اسلام جایگاهی ندارد و ما نیز چون پیرو اسلامیم مسلما این نوع دموکراسی را نباید قبول کنیم.

و اما بحث آزادی در اسلام:

مبارزه در برابر زور اسمش آزاد شدن انسان است : آزادی سیاسی یعنی قدرت حکومت و قدرت حاکمیت آزادی مرا برای انتخاب فکریم ، انتخاب زندگیم ، ابتکارم و تجلی وجودیم بند نکند ، در بند نکشد ، زندان نکند ، محروم نکند و محکوم نداشته باشد . مبارزه انسان در برابر حکومت زور و حاکمیت تیغ – بعد فرعونی – اسمش لیبرالیسم ، دموکراسی و آزادی است ، یعنی در برابر قدرت حاکمیت ، قدرت مردم را جانشین بکنیم یا برای تعدیلش به مردم تکیه کنیم و یا مردم را به صورت نیزویی در بیاوریم که منشا حکومت خودش باشد و خودش بتواند بر خودش حکومت می کند.

اسلام طرفدار آزادی و دموکراسی و لیبرالیسم به معنایی است که در بالا اشاره شد . و غربی که مدعی آن است که واژه دموکراسی را برای اولین بار ارائه و اجرا کرده است و آن هم در یونان باید بداند که آن نوع دموکراسی خود نوعی ضد دموکراسی بوده و با معنای آزادی در اسلام کاملا متفاوت و مغایر بوده است . چرا که در آن شكل از دموكراسی , بندگان(بردگان) , زنان و شهروندان غير يونانی حق رای نداشتند و آن «دموكراسي» تنها شامل بخش ناچيزی از شهروندان ثروتمند می شده است و مسلما این دموکراسی نیست.

و حال چرا بنده می گویم که اسلام با آزادی به آن معنا که ارائه شد موافق است . دلیل این سخن بازگشت به تاریخ و نوع رفتار علی است که نمونه ی بارز رفتار اسلامی و آزادی است:

« و اما حرمت حقوق انسانی و آزادی انديشه تا بدانجا , كه نماز می خواند و خوارج , كه دشمنان خونی وی بودند , نمازش را در هم می شكستند , سخن می گفت سخنش را قطع می كردند , و حتی او را استهزا می كردند و او در اوج قدرت بود و هرگز كوچك ترين فشاری بر كسی وارد نساخت ; او حاكمی بود كه بر پهنه های بزرگی در آفريقا حكم می راند اما زندان سياسی نداشت , حتی يك زندانی سياسی و قتل سياسی . و طلحه و زبير قدرتمندترين شخصيت های با نفوذ و خطرناكی كه در رژيم او توطئه كرده بودند , هنگامی كه آمدند و بر خروج از قلمرو حكومتش اجازه خواستند , و می دانست كه به يك توطئه خطرناك می روند , اما اجازه داد , زيرا نمی خواست اين سنت را برای قداره بندان و قلدران به جای گذارد كه به خاطر سياست , آزادی انسان را پامال كند .»
حال جناب آقای سهیل شما خود قضاوت کنید . کدامیک آزادی است ؟
آزادی غربی که هر جنایتی در آن می شود به اسم آزادی شرابخواری می کنند و بعد از ان نیز به اسم آزادی جنسی به ناموس مردم تجاوز می کنند و یا آزادی علی وار ؟(البته اشتباه نشود در ایران نیز متاسفانه این نوع حرکات می شود که من همانطور که گفتم ناشی از نوع حکومت به اصطلاح اسلام می دانم نه حکومت اسلام که حکومت فعلی فقط اسمش اسلام است که همین اسم خیلی ها را به گمراهی می اندازد و اکثر این گمراهان همه ی تقصیر را به گردن اسلام می اندازند که باعث دین گریزی نیز می شود.)

آقای سهیل باید بدانید قداست آزادی خیلی بالاتر از این نوع آزادی است که شما خواستار آنید.

سخنم را با جمله ای زیبا از معلم شهید در راه آزادی دکتر علی شریعتی به پایان می برم:

ای آزادی ... ای آزادی ... چه زندان ها برایت کشیده ام ... چه زندان ها برایت خواهم کشید ...

و چه شکنجه ها تحمل کردم ... و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد...

اما خود را به استبداد نخواهم فروخت ...

من پرورده ی آزادیم ... استادم علی است ... مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر ...

و پیشوایم مصدق... مرد آزاد ... مردی که هفتاد سال برای آزادی نالید.

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 3:5  توسط نویسندگان  | 

سخنی با آقای قاسم فام

آقای قاسم فام در قسمتی از نوشته خود آورده اند که «امروز چيزي در آخرين يادداشت تان مي‌بينم كه برايم حيرت‌آور است. سير حركت شما كه در مدّت يك ماه از مرحله طرح ايده نهضت حق‌طلبي به مرحلة تعيين شهر و محل نهضت! ‌رسيده اید را چگونه بايد تحليل كرد؟ واقعا از درك منطق اين همه شتاب و سراسيمه‌گي شما عاجزم» و همچنین« من به اين اعتقاد دارم كه هر گلوله‌اي اول يك كلمه بوده است كه به اشتباه اداء شده است. كلمات وقتي اشتباه اداء شوند و خارج از مكان و زمان خود به كار گرفته شوند، فاجعه مي‌آفرينند.

جناب قائمي! وقتي شما در مجموع بازديد‌كنندگان وبلاگتان و كساني كه در ارتباط با طرح‌ تان مطلب نوشته‌اند اين همه تفاوت نگاه نسبت به مقوله‌هايي مثل دين، حكومت، مشروعيت، قانون، روحانيت، جمهوري اسلامي و .... مي‌بينيد، چطور به خود اجازه مي‌دهيد، بعد از 18 روز از اعلام طرح‌تان سخن از محل نهضت و عضوگيري بكنيد. آيا اين نهايت ابتذال و به سخره گرفتن مخاطبانتان نيست».

من نیز با ایشان هم عقیده هستم که اگر روی تئوری، کار بیشتری صورت گیرد کاملتر خواهد شد ولی چه بسا که در ازای این دستاورد، فرصتها و زمانها را از دست بدهیم.

اگر حرکتی بصورت دمکراتیک رهبری شود و بعلاوه از پشتوانه فکری و مشورتی خوبی نیز برخوردار باشد، بهتر است بعد از کمی کار تئوری و بدون از دست دادن فرصت و زمان، زودتر شروع شود، در چنین شرایطی از نیروهای صاحب فکر و اندیشه انتظار می رود که حرکت را تحت هیچ شرایطی تنها نگذارند تا بتوانند در مقاطع زمانی خاص با هم فکری و دادن مشورتهای لازم، بهترین تصمیم ها را بگیرند.

همیشه در میان معترضین اشخاصی هستند که روحیه عملگرایی بیشتری دارند و طبیعی است که این اشخاص زودتر از دیگران بخواهند حرکت وارد مرحله عملیاتی و اجرایی شود، در چنین شرایطی کسانی که به کار تئوری اعتقاد بیشتری دارند  نباید کناره گیری کنند بلکه باید حرکت را همراهی نمایند تا مانع از تصمیمات اشتباه و افراطی گری در آن گردند و چه بسا کناره گیری این اشخاص باعث شود که هزینه رسیدن به اهداف بیشتری شود.   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 3:4  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: سهیل مشیرالسادات

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 16:44

با درود و سلام خدمت جناب "محمد" و با سپاس از جوابیه شما.

عرض شود خدمت مبارکتان که آنگاه به اینجا میرسیم که حضرتعالی و همه کسان مانند شما مذهب را چگونه تعریف میکنید؟ بازهم تکرار میکنم که تا چه در زندگی روزمره دخالت میدهید اش؟ و اصولاً این مذهب «الف» که فرمودید مخالف است با تمامیت این مذهب «ب» و رایج و آخوندی؛ نظرش با سیستم حاکمیت دموکراتیک پارلمانی (حال پادشاهی مشروطه یا جمهوری که ملت تصمیم خواهند گرفت) چیست؟ و تمام اینها را درکل در یک کلام میخواهم ساده بیان کنم اینکه، بنده و تعدادی (نمی گویم اکثریت که البته اقلیت) خدا ناباور هستیم. میخواهیم آزادانه با فرهنگ خودمان در ایران زندگی کنیم. آزادی را هم اینطور تعریف میکنیم که تا آنجا عمل فردی من آزاد است که ولو آزادی یک فرد دیگر از افراد اجتماع را محدود نکند. حال شاید بخواهیم بدون ازدواج باهم زندگی کنیم / شاید بخواهیم شراب بنوشیم و البته نماز نمی خوانیم و به خداوند عالیجناب محمّد(پیامبر اسلام) نیز اعتقاد نداریم. از صبح تا شب باید هزار و یک صیغه و امر و نهی دنبالمان باشد؟ / اعداممان میکنید؟ / شکنجه میدهید؟ مدام نصیحت میکنید؟ / یا مثل این اروپا آزادانه زندگی مان را خواهیم کرد؟!

اگر میگویید که آری، بسیار خوب! عیسی به راه خود و موسی به راه خود. بنده هیچ مشکلی با مذهب شما نداشته و ندارم در حاکمیت هم واردش کنید اما بشرطی که آزادیهای تک تک شهروندان ایران زمین را بخوبی پاسداری کند.
با تقدیم احترام

وب سايت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 3:3  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: محصصی

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 16:5

با سلام و با تشکر از دعوت شما
در مورد کلمه نهضت حق طلبی سوال مهمی مطرح میشود:حق چیست؟باطل چیست؟معیار تشخیص حق از باطل کیست؟

همانطور که میدانید اینگونه مباحث باید در عرصه های دینی و قضایی مورد بررسی قرار گیرد در عرصه سیاسی و سایر امور حق یک کلمه کاملا نسبی است مثلا در حالی که ایران انرژی هسته ایی را حق مسلم خود میداند . جهان (15 کشور عضو که بر ضد ایران رای دادند) نسبت به انحراف از اهداف صلح جویانه آن کاملا بدبین و مشکوک است و این تردید را حق خود میداند که خواستار تضمین های لازم در این خصوص( مثل عدم غنی سازی اورانیم که کاربرد غیر صلح آمیز هم دارد) گردد . یا مثلا شورای نگهبان حق خود میداند که برای حفظ اسلام و نظام صلاحیت کاندیداها را رد کند و در مقابل رد صلاحیت شدگان که در فرم ثبت نام اولیه تابعیت محض خود را به ولایت مطلقه فقیه اقرار نمودند معتقدند که حق آنها تضییع گردیده و آن شورا در جاده باطل گام نهاده است بنابراین همانگونه که شما نهضت فوق را که هدفش اصلاحات بعضی مفاد قانون اساسی است حق طلبانه اظهار میدارید نظام و نیروهای امنیتی آن این حرکت را باطل و منافقانه و به نوعی مقابله با نظام اسلامی که خود را ام القری جهان اسلام فرض میکند میپندارند بنابراین در ابتدا من به شما پیشنهاد میکنم که شما حرکت مورد نظر خود را در چارچوب اصطلاحات و واژه های فلسفه سیاسی دنبال کنید و از بکار گیری مفاهیم دینی و قضایی پرهیز نمایید که متاسفانه نظام کنونی نیز با عدم توجه به این نکته بسیار مهم، در همین دام تقدس زایی گرفتار گشت و چون سیاست خود را بر همین اساس قرار داده در حقیقت در راه تقدس زدایی حرکت میکند در اینصورت:1- فعالیتهایتان فراگیر و همه جانبه خواهد بود 2- جامعه جهانی که فرهنگها و مذاهب دیگری دارند در صورت موفقیت و یا حداقل مطرح شدن این حرکت میتوانند آن را درک کنند و پذیرا باشند 3-واژه های مقدسی چون حقانیت.عدالت.شهادت و ...آلوده و ضایع نگردیده و حرمت و شرافت این اصول اسیر سیاست بازیها نخواهد گشت.در فردا روزی اگر آن که حجت دارد فریاد عدالت خواهی و حق طلبی خود را به گوش مردم برساند و دیگران آنرا به سخره بگیرند گناه آن بر دوش کسانی است که این واژه ها را لوث نمودند. پاینده باشید
یاهو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 3:1  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: رضا

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 14:36

با عرض سلام خدمت شما

1:نمی خوام نا امیدتون کنم اما این کار آخر و عاقبتی نداره

2:احساس می کنم زیادی خودتون رو جدی گرفتید

3:اهداف این انجمن چیه؟که خواسته های به قول خودتون نسل جدید رو به گوش مسوولین برسونه....شما فکر می کنید اونا این خواسته ها رو نمی دونند؟....می دونند شما باید دست های پشت پرده ای رو قطع کنید که به شما اجازه ی رشد نمیده

4:تو اینترنت و وبلاگ نویسان دنبال روشن فکر نگردید و که پیدا کردنش کاری بس طاقت فرساست

یا علی

وب سايت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 3:0  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: علیرضا

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 12:4

سلام جناب آقای قائمی

ممنونم از اینکه بنده رو به نهضت خودتون دعوت کردین که مایه افتخار من هست

در مورد عضویت هم شما می تونید من رو عضو نهضت خود بدانید ، چرا که همیشه به دنبال راه های جدید برای پیشبرد دموکراسی در ایران هستم و راه شما هم امتحان می کنیم امید به اینکه خدای متعال ما را در این راه یاری نماید.

مبحث بعدی شما در مورد نام نهضت بدون ، بدون تعارف باید به شما بگم که اینطور نام ها دیگه برای نسل جدید جذابیت نداره و مردم فکر می کنن که مثل یکی از هزاران احزاب بیکاره که فقط هییت موسس دارند می مانیم.

به نظر من باید از نام هایی استفاده کنیم که ترکیبی بین سنت و مدرنیته باشه مثل نهضت دموکراسی خواهی.
نهضت مهمترین کاری که باید انجام دهد روشنگری هست و از بین بردن تقدس قدرت و پیشبرد دموکراسی در ایران

برای انجام این کار ها هم اول باید فرهنگ مردم جامعه رو تغییر داد و بعد قانون اساسی که کاری بس دشوار هست.

از طریق ارسال ایمیل

فکر می کنم تنها جایی که می تونیم تبلیغ نهضت رو کنیم در همین اینترنت هست که فعلا برای ما از امنیت بیشتری برخوردار هست.

و بعد از مدتی که تونستیم اعضا به اندازه کافی جمع کنیم اون موقع باید اعلام موجودیت کرد.

وب سايت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 2:59  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: محمد

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 10:44

سخنی با دوست عزیز آقای سهیل مشیر السادات
سلام بر شما

من فکر می کنم شما در مورد من اشتباه فکر کرده اید . شما اگر نظرات بنده را در این وبلاگ بخوانید از اولین نظرتا آخرین آن متوجه می شوید که بنده یکی از مخالفان سرسخت روحانیت هستم . اینکه من اشکال شما را گوشزد کردم برای این بود که متاسفانه خیلی ها و از جمله شما بر این باورید که روحانیت همان دین است در صورتی که چنین نیست.

روحانیت نقاب دین زده است تا بتواند اعمال خلاف خود را توجیه دینی کند و همین باعث می شود که خیلی ها فکر کنند دین باعث مشکلات می شود و با استناد به تاریخ که در مسیحیت با کنار زدن دین و برقراری سکولاریسم ، جامعه ی غرب پیشرفت کرد ما هم دین را کنار بزنیم و پیشرفت کنیم . ولی شما اگر کتاب مذهب علیه مذهب دکتر شریعتی را مطالعه کنید متوجه می شوید که مذهب کفر هم وجود دارد . کفر هم نوعی مذهب است و در جامعه غرب مردم در حقیقت پاپ و کلیسا را که نوعی مذهب کفر بود کنار زدند و دیدند که پیشرفت کردند . آنها در کنار زدن این مذهب کاری درست کردند اما در تلقی روحانیت و پاپ به نام دین مسلما اشتباه کردند.

حال حرف بنده این است که با اینکه مخالف روحانیتم اما نمی گویم که دین باید کنار برود . اتفاقا دین باید همیشه در صحنه سیاست باشد و این روحانیتند که دیگر باید نقاب فریب را که اینک بر چهره ی توحید حجاب فریب شده است کنار بزنند و بدانند که مردم دیگر چهره ی کریح آنان را شناخته اند.

امیدوارم توانسته باشم اشکال شما را تاحدودی برطرف کرده باشم

با تشکر

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 2:59  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: جان اف کندی و دوستان

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 7:44

من به عنوان یک یاغی ارژانتینی نظرم را شاید وقتی دیگر اعلام کنم ولی ان را بدان که اگر می خواهی حزب توده ات خیلی بزرگ شود روی پارامترهایی مانند خشونت اکشن وحشتناک هیجان تارومار کردن دشمنان و رقیبان و لگدمال کردن انها و کلا لذتبخش بودن وبلاگت بجای خز و خیل بودنش کار کن حداقل یک قالب خیلی باحال و پیشرفته تر برای وبلاگت انتخاب کن و حتی اگر وبلاگت تخصصی بود سعی کن روی مسائل زیادی کار کنی و وبلاگت گسترده تر باشد با تشکر اریک و دوستان

وب سايت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 2:57  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: سهیل مشیرالسادات

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 2:39

درود مجدد؛

همین قم یا مشهد را بدهید به پاپ اعظم خامنه ای یا منتظری یا هر آیت الّله پنج ستاره و اعظم دیگری که می شناسید برود در محدوده آن استانها حکومت دیکتاتوری دینی دوازده امامی ناب حسینی برقرار کند. ایران را جمهوری فدرال اعلام کنید که ظلم و ستم تاریخی به کرد و آذری و عرب را هم بکاهید. بنده فارس هستم و اینرا میگویم که جمهوری فدرال قابلیت اینرا دارد در هر استان به فرهنگ بومی آن استات اهمیت حداکثر بدهد. یک پارلمان ملی دموکرات هم در مرکز تقسیم قدرت انجام بدهد و کارهای مرکزی را بر عهده بگیرد. والسلام حاکمیت مان می شود متعارف با مابقی 170 کشور جهان. چرا ما باید نوعی از حکومت عجیب و غریبی را هی کش بدهیم که معلوم نشد آخر سر جمهوری است یا اسلامی. آقا جان این دو با هم جور نیستند.

خودتان حساب بفرمایید در حال حاضر چند صد حزب و مرام مشابه شما هستند که مردم از آنها زیاد طرفداری نمی کنند. دلیلش باید واضح باشد: همه تان میخواهید این اسلام را که به درد همان عرب هزار و اندی سال پیش میخورد در دنیای مدرن وارد زندگی مردم کنید...

با احترام

وب سايت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 2:57  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: سهیل مشیرالسادات

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 2:36

میبخشید که ابتدا در جای دیگر نظر دادم.

با تشکر از نظر آقای "محمد" در دو پست قبل از این.

دوست عزیز مگر تعریف لغوی «روحانی» این نیست که ایشان با خدایی در ارتباط منطقی / روحی / فقهی ...

(هرچه!) هستند و ادعا میکنند اگر کسی سئوال مذهبی دارد، من که یک عمر مذهب خوانده ام می توانم کمکش کنم.

بسیار خوب! بنده هم می گویم که روحانی باید به درد دین مردم برسد اما وقتی مملکت های امروز جهان با سکولاریسم اداره می شوند، آخوند و خاخام و اسقف و ... اداره مسجد و کلیسا و ... را برعهده میگیرند و نه بیشتر از این. حال شاید شما بهایی باشید یا از دیگر مرامهای اسلامی. با تقدیم احترام اینکه شما هم در مرام خود آخوند هایی دارید که لباس شان مثل آخوند شیعه نیست اما کارشان یکی است.
غرض از این حرفها اینکه پدرجان و برادرجان! آخوند و مکلا تا توانستند به این مملکت صدمه زدند آنهم تا به حال سه دهه. بس است دیگر! با احترام بروند پی کارشان اجازه بدهند یک حکومت سکولار و البته دموکراتیک حاکم شود و اینان هم در مساجد هرچه دلشان خواست بگویند و بنویسند و ترویج کنند، در دموکراسی کسی حق ندارد به آنها چیزی بگوید. اما لطف کنند حکومت نکنند که اینکار را به حکم توجه به اخلاقیات مذهبشان بلد نیستند. سیاست با مذهب جور در نمی آید چند دهه دیگر صدمه بخوریم تا به این گفته باور پیدا کنیم؟ مشکل اصلاح طلبان این بود که بقول بهرام مشیری مسابقه تقدس با آخوند دادند. معلوم است که می بازد هر آنکه مسابقه مذهب با آخوند بدهد. روز اول باید میگفتند دین از سیاست جداست که نکردند و شکست خوردند.
سئوال مهم: نهضت حق طلبی میخواهد در چهارچوب همین رژیم و همین مرام که دین و سیاست یکی است حرکت کند؟ یا اینکه سکولاریسم را قبول دارد...

با احترام

وب سايت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 2:55  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: سهیل @ آگاست @ روز سپید

پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 19:5

درود مجدد؛

همین قم یا مشهد را بدهید به پاپ اعظم خامنه ای یا منتظری یا هر آیت الّله پنج ستاره و اعظم دیگری که می شناسید برود در محدوده آن استانها حکومت دیکتاتوری دینی دوازده امامی ناب حسینی برقرار کند. ایران را جمهوری فدرال اعلام کنید که ظلم و ستم تاریخی به کرد و آذری و عرب را هم بکاهید. بنده فارس هستم و اینرا میگویم که جمهوری فدرال قابلیت اینرا دارد در هر استان به فرهنگ بومی آن استان اهمیت حداکثر بدهد. یک پارلمان ملی دموکرات هم در مرکز تقسیم قدرت انجام بدهد و کارهای مرکزی را بر عهده بگیرد. والسلام حاکمیت مان می شود متعارف با مابقی 170 کشور جهان. چرا ما باید نوعی از حکومت عجیب و غریبی را هی کش بدهیم که معلوم نشد آخر سر جمهوری است یا اسلامی. آقا جان این دو با هم جور نیستند.

با احترام

وب سايت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 2:54  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: احمدپور

پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 23:48

سلام

فکر میکنم تشکیل حزب و جبهه جدید کاری رو از پیش نمیبره/بهتره با کار فرهنگی آنهم از پایین به بالا شروع کنیم تا بسترهای حق طلبی و دموکراسی خواهی بصورت نهادینه شده فراهم گردد و الا با این ایران برره ای کاری نتوان پیشبرد. موفق باشید/

وب سايت    پست الکترونيک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 2:53  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: محمد

پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 22:16

با عرض سلام

من هم با نظر آقای فاضل قاسم فام موافق هستم و باید خدمت شما عرض کنم که در سیاست یک کلمه هم مهم است.آری حتی یک کلمه پس شما که مدعی این حرکت هستید پخته تر صحبت کنید.

در ضمن هنوز هم که به حوزه امید بسته اید.

کجای حوزه فرهیخته دارد.

حوزه های ما از نظر اجتهاد تا به حال صفر عمل کرده اند .نه اجتهاد به معنای نجسی و پاکی که به قول رحیم پور ازغدی بیش از 100 در صد در این مقوله کار کرده اند اما برای جوانانی امثال ما چه سود؟!!!!!!!!!!
به قول معلم شهید دکتر علی شریعتی:

حجره هایی که سال ها و سال ها و سال ها فقه می خواند آن هم در جهت تمیز میان حیض و نفاس و آن همه پیچیدگی های تکنولوژیک آداب بیت الخلا !!!!!

واقعا برای نسل جوان متاسفم

در ضمن این آخرین نظر من در این وبلاگ بود.

امید که در راهتان پیروز باشید

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 2:52  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: فاضل قاسم فام

پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 21:52

بر بي‌اخلاقي در سياست دامن نزنيم

هموطن عزيزسيد محسن قائمي!

من به اين اعتقاد دارم كه هر گلوله‌اي اول يك كلمه بوده است كه به اشتباه اداء شده است. كلمات وقتي اشتباه اداء شوند و خارج از مكان و زمان خود به كار گرفته شوند، فاجعه مي‌آفرينند.

جناب قائمي! وقتي شما در مجموع بازديد‌كنندگان وبلاگتان و كساني كه در ارتباط با طرح‌تان مطلب نوشته‌اند اين همه تفاوت نگاه نسبت به مقوله‌هايي مثل دين، حكومت، مشروعيت، قانون، روحانيت، جمهوري اسلامي و .... مي‌بينيد، چطور به خود اجازه مي‌دهيد، بعد از 18 روز از اعلام طرح‌تان سخن از محل نهضت و عضوگيري بكنيد. آيا اين نهايت ابتذال و به سخره گرفتن مخاطبانتان نيست.

البته سياست در كشور ما به بازي ‌كودكان شبيه‌تر است تا مقوله‌اي عقلاني كه مشمول حسابگري و درك واقعيات و مصلحت‌انديشي‌هاي ملي باشد.

چقدر مأيوس‌كننده است كه شما تفاوتي ميان واژه‌هاي نهضت، سازمان، جنبش، جمعيت، حركت و جبهه قائل نيستيد و حتي بعد سه نقطه «...» مي‌گذاريد كه يعني هر اسمي خوشتان آمد! براي فعاليت‌تان پيشنهاد بكنند.
من تقاضا دارم بيش از اين فعاليت‌تان خودتان را تهي از معنا نكنيد. شايد بهتر باشد كه براي خودتان يك فرصتي براي ارزيابي و مطالعه بيشتر بدهيد و با دوستاني كه اينجا گردآورده‌ايد بيشتر سخن بگوييد و سخن بشنويد تا اندكي از سهل‌انگاري‌تان در به كارگيري مفاهيم كاسته شود.
نبايد بر بي‌اخلاقي در سياست اين ديار دامن زد. يكي از جلوه‌هاي بي‌اخلاقي و عدم تعهد در سياست اين است كه من بدون اينكه يك منظومه فكري به سامان داشته باشيم، بدون اينكه يك برنامه منطقي و عقلاني كه با خرد جمعي محك خورده، داشته باشم، وارد عرصه سياست بشوم و به سر دادن شعار و سو‌استفاده از عواطف و نيازهاي مردم بپردازم و البته براي مدتي كوتاه خود و ديگران را سرگرم سازم (البته همراه با تحميل هزينه‌‌هاي بسيار زياد بر خود و ديگران )‌، ‌چيزي كه بسيار شاهد آن بوده‌ و هستيم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 2:51  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: شمه

پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 4:27

انقلاب اسلامی سال ٥٧ آن " آئينه ء حقيقت" ی بود که تماميّت وجود ما را عريان و آشکار ساخت ، به عبارت ديگر : انقلاب اسلامی ، تبلور عينی قرون وسطای مخفی و مخوفی بوده که در جان و جهان ما خانه کرده بود . متأسفانه بسياری هنوز نمی خواهند در اين " آئينه " بنگرند تا بر بی بضاعتی های فرهنگی و بی نوائی های سياسی ـ فلسفی خويش واقف شوند ، طرح مسئلهء "توطئه" يا" دست انگليسی ها " و غيره . . . در واقع دستاويزی هستند برای گريز از اين واقعيّت و يا " مترسک " هائی هستند برای " امتناع تفکر " ما . با اين دستاويزها ماهمچنان نادانی های خويش را توجيه و بازتوليد می کنيم و راه سقوط به اشتباهات هولناک آينده را هموارتر می سازيم

پست الکترونيک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 2:50  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: فاضل قاسم فام

چهارشنبه 25 بهمن1385 ساعت: 1:20

صبور باش برادر

هموطن گرامی، جناب سيد محسن قائمي!

من حس مسؤوليت‌شناسي شما در قبال هموطنانتان را از آغاز تحسين كردم اما چنان كه قبلا گفتم نيل به مقصودتان در شيوه‌اي كه انتخاب كرده‌ايد، بسيار بعيد است. امروز چيزي در آخرين يادداشت تان مي‌بينم كه برايم حيرت‌آور است. سير حركت شما كه در مدت يك ماه از مرحله طرح ايده نهضت حق‌طلبي به مرحلة تعيين شهر و محل نهضت! ‌رسيده اید را چگونه بايد تحليل كرد؟ واقعا از درك منطق اين همه شتاب و سراسيمه‌گي شما عاجزم.

من گفت و گويم با جنابعالي و وبلاگ‌تان را در كمال ناباوري به سودمندي مشي تان آغاز كردم و شايد با همين عدم اعتقاد آن را پيش ببرم. مي‌دانم بسياري در چنين جايي خداحافظي را ترجيح مي‌دهند يا علم دشمني بلند مي‌كنند. اما از آنجا كه ما سواران يك كشتي هستيم، تصور مي‌كنم باز هم بايد نسبت به يكديگر دست‌گيري فكري داشته باشيم و حتي اگر تنها به سرنوشت خودمان هم بيانديشيم نبايد راههاي گفتگو را مسدود كنيم. به هر حال من اميدوارم در شيوه فعلي‌تان يك تجديدنظر اساسي بنماييد، به اين فكر كنيد كه چگونه مي‌توان اين همه خواسته‌ها و نظرات متفاوت و متعارض هموطنان، كه در همين وبلاگ آمده را با هم سازش داد؟

باز هم از زحمات شما قدرداني مي كنم و براي‌تان آروزي سلامتي، شادي و سربلندي مي‌نمايم.

وب سايت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 3:21  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: محمد(نظر پنجم)

سه شنبه 24 بهمن1385 ساعت: 15:50

با عرض سلام

خوشحالم که بالاخره متقاعد شدید که در این حرکت نیازی به روحانیت نیست.

ولی هنوز بعضی از دوستان بر این باورند که روحانیت همان مذهب است بنده در نظر قبلی خود عرض کردم که این دو مقوله جدا هستند و در این پست هم یکی از دوستان با نام" سهیل @ آگاست @ روز سپید " گفته که روحانیت را به مساجد بفرستیم و هرکه درد مذهب داشت به آنها مراجعه کند که این کاملا جمله ی اشتباهی است!

نظر من این است که شما حتما در یکی از پست هایتان مذهب و روحانیت را به عنوان دو مقوله ی جدا به عموم بازدیدکنندگان بشناسانید و تحلیلی بر این دو مقوله بنمایید.

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 3:20  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: آزاد مرد

سه شنبه 24 بهمن1385 ساعت: 17:51

جناب قائمی سلام !

بنده از هیچ کمکی دریغ نخواهم کرد و هر کمکی از دست این حقیر بر آید را انجام خواهم داد

در ضمن ببینید رو حانیت اصولا با بحث و گفتگو از شکستن سنت ها و
تغییر در جامعه بیزار است این را تجربه به من ثابت کرده، من طرح جدید را قبول دارم.

و این شعر از خودم را تقدیم میکنم به تمام آزاد مردان:
اهل خاکیم از این جهان در گذریم

جز یکی توده خاک نیز با خود نبریم

ای عجب ماها چرا این گونه س خیره سریم

آن چنان هم می نماییم که از این بی خبریم

واعظا گویی نمی دانی همی این نکته را

گر تو میدانی دگر این گونه رندی ها س چرا

کذب می گویی و می دانی خودت این نکته را

هر چه می گویی دروغی است از دین ازخدا

در ضمن در حال حاضر قوانین اساسی رعایت نمی شود مشاهده کنید

سلام !

طبق اصل 28قانون اساسي كشورهر گونه راهپيمايي گرد همايي و اجتماعات مسالمت آميز و بدون حمل سلاح آزاد است

طبق اصل 27 قانون اساسي مطبوعات براي ذكر هر مطلبي آزاد اند به غير از مطالبي كه خارج از موازين اسلام باشند

طبق اصل 21 قانون اساسي كشور تفتيش عقائد ممنوع است و هيچ كس حق ندارد كسي را به خاطر داشتن عقيده يا طرز فكري مواخذه كند

حال با اين قوانين چرا روزنامه اي مثل شرق توقيف شد چرا اصولا آزادی بیانی وجود ندارد

با اين قوانن فيلتر كردن سايت ها يا وبلاگ هايي كه مطالب سياسي و افشاگرانه ثبت ميكند چه معنايي دارد.

وقتي يكي از مراجع تقليد بزرگ تهران اظهار مي كند كه خواستار سياستي جدا از مذهب و مذهبي بدون سياست است بايد دستگير شود و به اوين منتقل شود.

چرا باید دانشجویان ما در تظاهرات ها کشته وشهید بدهند و وحشیانه جواب خواسته مسالمت آمیزشان داده شود.

آيا با اين حمله هاي وحشيانه يي كه به دانشجوياني كه در اجتماعات شركت مي كنند انجام مي شود اصل 27 رعايت مي شود.

افرادي مثل شما و من بايد به يك سال حبس تعليقي دچار شوند.

چه بايد كرد؟

مرسی خداحافظ

وب سايت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 3:19  توسط نویسندگان  | 

نويسنده: اردکانی

سه شنبه 24 بهمن1385 ساعت: 22:9

سلام دوستان عزیز

یکی از پست هایم که مربوط به قانون اساسی سانترال در کشورمان می باشد در ذیل می آورم:

نظام های حقوقی هر کشوری که ملهم وبرخاسته از خصوصیات وساختارهای اقتصادی ، سیاسی ،فرهنگی واجتماعی ان جوامع می باشد باید از لحاظ اجرایی وپراگماتیسمی نیز با موانع ومشکلات روبرو نباشد. نظام های حقوقی اغلب جوامع برایندی از نظام های حقوقی دیگر کشورها ، مخصوصآ کشورهای پیشرفته در این زمینه می باشد. به طور مثال نظام حقوقی ژاپن ترکیبی از نظام حقوقی کشورهای امریکا ،انگلیس وفرانسه می باشد.

نظام حقوقی کشورمان که دارای موازین دموکراتیکی نیز می باشد با نظام حقیقی کشور نه تنها تطابق ندارد بلکه در بعضی از موارد نافی ان نیز می باشد.

این تراژدی قبل از انقلاب نیز در کشورمان وجود داشت. اگر به قانون مشروطه رجوع کنیم خواهیم دید که شاه حق نداشت حکومت کند وفقط می بایست سلطنت نماید اما رضاشاه سلطنت را از محتوای اصلیش به سمت حکومت مطلقه سوق داد. و ما شاهد بودیم که در دوران استبداد پهلوی چه پدر وچه پسر ویژگی های دموکراتیک بودن قانون اساسی مشروطه تغییر پیدا کرد وفقط نامی از مشروطه بر ان باقی ماند.

فضای حقیقی اوایل انقلاب طوری بود که در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی چریک های فدائیان ومجاهدین خلق نیز شرکت داشتند ویا اگر به روزنامه کیهان ان روزها نگاهی بیاندازید متوجه خواهید شد که خانم هایی بدون روسری وبی حجاب کاندید بوده اند.ویا استاد مطهری عقیده داشت استاد مارکسیستی که واقعآ ماتریالیسم است باید در دانشکده الهیات ، ماتریالیسم درس بدهد.

بعد از سال۶۸ وپس از باز نگری قانون اساسی نظام حقوقی کشورما ن به سمت ساترالیزه شدن پیش رفت ونهادهای موازی ، بدون شکل هندسی مشخصی تصمیم سازی ها وتصمیم گیریهای کشور را به عهده گرفته و کشور را روز به روز از شاخص های دموکراتیک دور نمودند.

شاقول اساسی دموکراتیک بودن جوامع منطبق بودن نظام حقوقی وحقیقی می باشد.به طور مثال کشور انگلستان دارای نظام حقیقی بسیار پیشرفته تر از نظام حقوقی بوده تا جایی که ملکه انگلیس حق انحلال مجلس را بر عهده دارد ولی با توجه به نظام حقیقی کشورش توانایی انجام این کار راندارد.

اگر تغییرات اصول۵۷و ۹۱و ۱۰۷ و۱۱۰و۱۱۱و   ۱۱۳قبل وپس از بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸ را مورد بازبینی قرار دهید خواهید دیدکه این تغییرات باعث سانترالیزه شدن قدرت در کشورمان شده است.

وب سايت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 3:18  توسط نویسندگان  |