نويسنده: محمد(سخنی با اقای سهیل مشیر السادات)(29/11/1385)
شنبه 28 بهمن1385 ساعت: 11:15
سخنی با اقای سهیل مشیر السادات
با عرض سلام و درود
در جامعه ای که مردم به اسلام رای داده اند از نظر مذهب باید پیرو اسلام باشند . پس دیگر موضوع آزادی در شرابخواری و آزادی های جنسی کاملا رد شده و ملغی است.
در بحث دموکراسی ، دموکراسی که با قوانین مسلم اسلام مغایر باشد دموکراسی نیست . مثلا در دموکراسی غربی شرابخواری اشکالی ندارد در صورتی که در اسلام حرام است پس این نوع دموکراسی در دین اسلام جایگاهی ندارد و ما نیز چون پیرو اسلامیم مسلما این نوع دموکراسی را نباید قبول کنیم.
و اما بحث آزادی در اسلام:
مبارزه در برابر زور اسمش آزاد شدن انسان است : آزادی سیاسی یعنی قدرت حکومت و قدرت حاکمیت آزادی مرا برای انتخاب فکریم ، انتخاب زندگیم ، ابتکارم و تجلی وجودیم بند نکند ، در بند نکشد ، زندان نکند ، محروم نکند و محکوم نداشته باشد . مبارزه انسان در برابر حکومت زور و حاکمیت تیغ – بعد فرعونی – اسمش لیبرالیسم ، دموکراسی و آزادی است ، یعنی در برابر قدرت حاکمیت ، قدرت مردم را جانشین بکنیم یا برای تعدیلش به مردم تکیه کنیم و یا مردم را به صورت نیزویی در بیاوریم که منشا حکومت خودش باشد و خودش بتواند بر خودش حکومت می کند.
اسلام طرفدار آزادی و دموکراسی و لیبرالیسم به معنایی است که در بالا اشاره شد . و غربی که مدعی آن است که واژه دموکراسی را برای اولین بار ارائه و اجرا کرده است و آن هم در یونان باید بداند که آن نوع دموکراسی خود نوعی ضد دموکراسی بوده و با معنای آزادی در اسلام کاملا متفاوت و مغایر بوده است . چرا که در آن شكل از دموكراسی , بندگان(بردگان) , زنان و شهروندان غير يونانی حق رای نداشتند و آن «دموكراسي» تنها شامل بخش ناچيزی از شهروندان ثروتمند می شده است و مسلما این دموکراسی نیست.
و حال چرا بنده می گویم که اسلام با آزادی به آن معنا که ارائه شد موافق است . دلیل این سخن بازگشت به تاریخ و نوع رفتار علی است که نمونه ی بارز رفتار اسلامی و آزادی است:
« و اما حرمت حقوق انسانی و آزادی انديشه تا بدانجا , كه نماز می خواند و خوارج , كه دشمنان خونی وی بودند , نمازش را در هم می شكستند , سخن می گفت سخنش را قطع می كردند , و حتی او را استهزا می كردند و او در اوج قدرت بود و هرگز كوچك ترين فشاری بر كسی وارد نساخت ; او حاكمی بود كه بر پهنه های بزرگی در آفريقا حكم می راند اما زندان سياسی نداشت , حتی يك زندانی سياسی و قتل سياسی . و طلحه و زبير قدرتمندترين شخصيت های با نفوذ و خطرناكی كه در رژيم او توطئه كرده بودند , هنگامی كه آمدند و بر خروج از قلمرو حكومتش اجازه خواستند , و می دانست كه به يك توطئه خطرناك می روند , اما اجازه داد , زيرا نمی خواست اين سنت را برای قداره بندان و قلدران به جای گذارد كه به خاطر سياست , آزادی انسان را پامال كند .»
حال جناب آقای سهیل شما خود قضاوت کنید . کدامیک آزادی است ؟
آزادی غربی که هر جنایتی در آن می شود به اسم آزادی شرابخواری می کنند و بعد از ان نیز به اسم آزادی جنسی به ناموس مردم تجاوز می کنند و یا آزادی علی وار ؟(البته اشتباه نشود در ایران نیز متاسفانه این نوع حرکات می شود که من همانطور که گفتم ناشی از نوع حکومت به اصطلاح اسلام می دانم نه حکومت اسلام که حکومت فعلی فقط اسمش اسلام است که همین اسم خیلی ها را به گمراهی می اندازد و اکثر این گمراهان همه ی تقصیر را به گردن اسلام می اندازند که باعث دین گریزی نیز می شود.)
آقای سهیل باید بدانید قداست آزادی خیلی بالاتر از این نوع آزادی است که شما خواستار آنید.
سخنم را با جمله ای زیبا از معلم شهید در راه آزادی دکتر علی شریعتی به پایان می برم:
ای آزادی ... ای آزادی ... چه زندان ها برایت کشیده ام ... چه زندان ها برایت خواهم کشید ...
و چه شکنجه ها تحمل کردم ... و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد...
اما خود را به استبداد نخواهم فروخت ...
من پرورده ی آزادیم ... استادم علی است ... مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر ...
و پیشوایم مصدق... مرد آزاد ... مردی که هفتاد سال برای آزادی نالید.
یا حق
